سيد علي اكبر قرشي

1002

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

اشك ريزد براى رغبت به خدا باز اعمال شما از نعمتهاى خداوندى كفايت نمى كند . ميح : ( مثل شى ء ) برداشتن آب با دست . امتياح نيز به آن معنى است . استماحه : طلب عطا ، دو مورد از آن در « نهج » آمده است ، راجع به استفادهء مردم از خودش « ايّها الناس استصبحوا من شعلة مصباح واعظ متعّظ و امتاحوا من صفوعين قد روّقت من الكدر » خ 105 157 چراغ خود را روشن كنيد از شعلهء چراغ واعظى كه خود متّعظ و پند گيرنده است و آب برداريد از چشمهء صافى كه از كدر و تيرگى خالص شده است . دربارهء برادرش عقيل فرموده « حتّى استماحنى من برّكم صاعا » خ 224 346 كه در « عقل - عقيل » گذشت ، يعنى از گندم بيت المال صاعى از من طلب كرد . ميد : اضطراب . حركت به طرف چپ و راست : « الميد : الميل يمينا و شمالا و هو الاضطراب » مواردى از آن در « نهج » آمده است ، دربارهء اهل معرفت فرموده : « باتوا سجّدا و قياما . . . و مادوا كما يميد الشجر يوم الريح العاصف خوفا من العقاب و رجاء للثواب » خ 97 143 ، در حال سجده و قيام شب را به روز آوردند ، و مضطرب شدند از خوف عذاب و اميد ثواب چنان كه مضطرب مىشود درخت از باد طوفانى دربارهء قيامت فرموده : « حتى اذا بلغ الكتاب اجله . . . اماد السماء و فطرها و ارّج الارض و ارجفها » خ 109 161 تا چون عمر جهان به مدتش برسد ، آسمان را به حركت و اضطراب آورده و آن را مى شكافد و زمين را به لرزه در آورد . « و وتّد بالصخور ميدان ارضه » خ 1 39 ، ميدان ( مثل جريان ) اضطراب و حركت و بالا و پائين رفتن است ، يعنى با كوهها حركت و بالا و پائين رفتن زمين را ميخكوب كرد چنان كه در ، « جبل » گذشت . مائده : طعام و طبقيكه در آن طعام است و تنها يك دفعه در « نهج » آمده است ، در مقام نصيحت فرموده : « فانّ الناس قد اجتمعوا على مائدة شبعها قصير و جوعها طويل » خ 201 319 مردم جمع شده‌اند بر سر طعامى كه سيريش كوتاه و گرسنگى اش طولانى است .